گاهي اوقات وارد جايي مي شي كه برات خيلي جذابيت داره و تا مدت ها تو رو مجذوب خودش مي كنه ،اما بالاخره يه روز مي فهمي كه جاده رو اشتباهي اومدي.
تصميم خداحافظي شايد سخت تر از خداحافظي باشه اما يه جايي بايد چشم هاتو ببندي و بگي خداحافظ بهترين ها.
امروز به يك دليل مي نويسم هر چند انگشتام روي صفحه ي كيبرد بي اختيار مي لرزند و تنها بهانه ي نوشتن امروزم خداحافظيه.
خداحافظي از دنياي وبلاگ نويسي و شما ، بله شما يعني بهترين ها ي تاريخ ، شما دوستان وبلاگ نويس خوبم كه هر چقدر دلم مي گه اسمشونو بنويس دستم مي لرزه ، مي لرزه كه مبادا اسم عزيزي جا بيفته ، آخه من از همتون خاطره دارم و همتون رو دوست دارم بيش از تعداد ستاره هاي آسمون يا گل هاي روي زمين.
از شما دوست هاي بلاگرم خيلي خيلي ممنونم كه در اين دو سال و چند ماه هميشه كنارم بوديد و با نظرات خوبتون خيلي چيزها رو به من ياد داديد.
از همه ي دوستاني كه برام پيام گذاشتن و لطف داشتن واقعا سپاسگزارم و از تمام كساني كه سوالاتي رو مطرح كردند و جواب خوبي نگرفتند يا از طرف اين وبلاگ كمكي به اونها نشد جدا معذرت مي خوام.
اما اين صفحه و اين آدرس در وب باقي مي مونه ، تا اگه چند سال بعد تصميم گرفتم از اول شروع كنم با عزيزترين آدرس دنيا شروع كنم.به همين دليل شايد هر 3 ماه يك بار در اين وبلاگ چيزي نوشته شه كه از نظر علمي ارزش چنداني نداره.
تنها به اين دليل اين كار رو مي كنم كه عزيز ترين آدرس دنيا توسط عليرضا شيرازي و اون سيستم خودكار بي رحمش پاك نشه.
Sterlitzia براي من عزيزترين گل دنياست و نام خيلي از چيزهايي كه توي دنيا دارم به اسم عزيز خودشه ، مثل ايميل ،وبلاگ ، بلوتوث گوشي همراهم و محبوبترين عروسكم كه لباس نارنجي به تن داره ( البته گران قيمت ترين نيست اما عزيز ترينه)و خيلي چيز هاي ديگه .
دوست ندارم هيچ وقت sterlitzia به دست كس ديگري بيفته ، يادمه گاهي اوقات روياي داشتن يه گلخانه ي sterlitzia ساعت ها منو غرق در خودش مي كرد و گاهي فكر مي كردم اگه يه روز يه گياهپزشك واقعي شدم اسم كلينيكم رو بذارم sterlitzia .
اما همه ي اونا روياهاي من بودند وبس.
ديگه خيلي ديره ، بايد خداحافظي كرد ، ثانيه ها پيش از اين هم با من بسيار بازي كردند .
بايد با دنياي وبلاگ نويسي، با شما كه بهترين بوديد و حتي با عزيزترين آدرس دنيا خداحافظي كنم.
براي همگيتون بهترين آرزوها رو دارم و خدانگهدار
دوست شما
زينب